September 26, 2007

بدون عنوان

با  موهایی به بوی خزر

بر تهی آینه

تا انکار پوست

 

 

کناره ی کدام کرانه قایق توست

وقتی که تجربه های کبود تکرار

از ما قد کشیدند

 

رد عریانی دریا را آب شدیم

از سمت بی صدا

بر خالی شن.

Posted by kianoush at September 26, 2007 1:11 PM
Comments

عذاب - رنج - مرارت به شانه می بارد

و روزگار سگی دست بر نمی دارد

ویک تپانچه که با خیرگی ی هرچه تمام

مصمم است گلی بر شقیقه بگذارد

... ومن که در لبه پرتگاه حادثه ام

مگر غریبه بیاید مرا نگهدارد !

واین سئوال که جرمم چه بوده است مگر

که هموطن ! به گلویم گلوله می کارد ؟

اگر چه خواهش پوچی است می روم اما

یکی جنازه من را به گور بسپارد

Posted by: محمد رضا غلامی at March 3, 2008 12:21 AM

سلام كيانوش عزيز
من پرنيانم .مطمئنم منو يادتون نمياد ولي من صورت قشنگ و مهربونياي شمارو خوب يادمه.
خاله فرشته رو حتما يادتونه؟!!!من دخترشونم.
تو وبلاگ فرنوش بودم(دختر خالم) كه نوشته قشنگتونو ديدم و ياد بچگيم و اونروزي كه آمده بوديد خونمون افتادم!
مي دونيد اولين چيزي كه يادم اومد چي بود؟!!!!
شما يه تسبيح خيلي خوشگل مثه دسبند بسته بوديد كه تو پنج شش سالگي خيلي چشممو گرفت!!!انقدر كه هنوزم بعده بيست سال يادمه.
از فرنوش ممنونم كه باعث شد رشته محبتي دوباره گره بخوره و ممنونم كه منو ياد خاطرات كودكي انداختيد.
براي شما و همسر بزرگوارتان آرزوي موفقيت دارم

Posted by: پرنیان at January 16, 2008 2:45 PM

زني در آنسوتر نشسته
لنگرش در آب است
براي گرفتن ماهي
نه
كه براي گرفتن دريا رفته بود
.............
مطالب زيبايي داري. ممنون ميشم نظرت را در مورد وبلاگم بدونم

Posted by: مهران at January 13, 2008 9:27 AM

سلام كيانوش عزيز.
خيلي اتفاقي وبلاگ شما را پيدا كردم.من دختر عمه عاطفه هستم و از خاله فيروزه عزيز زياد از شما شنيدم.خب تا اينجا بودين فرصت ديدنتون رو نداشتم ولي از كتابها ،عكس ها و گپهاي طولاني با علي و عاطي شما رو خوب ميشناسم.
براتون آرزوي موفقيت مي كنم هر جا كه هستين.

Posted by: فرنوش حبيب نژاد at January 12, 2008 2:11 PM

خودت خزانی وحرفت بهار یعنی چه ؟

لبت به روزه وچشمت خمار یعنی چه

ریا دروغ تظاهر اگر چه از سر جبر

اسیر بازی این روزگار یعنی چه !

مگرنه حفظ شما برترازمرام شماست؟!

برو غریبه ی عاشق شعار یعنی چه؟

http://mrgholami.blogfa.com/

Posted by: علامه بهمن آبادی at January 1, 2008 8:06 AM

با درود
باري ديگر در کنار هم و همصدا با هم خواهان آزادي مهندس حشمت الله طبرزدي شويم تا بتوانيم با هم وي را از بند استبداد بيرون کشيم لطفا به کمپين آزادي براي مهندس طبرزدي پيوسته و آنرا امضا کرده و معرفي کنيد
کمپين آزادي براي مهندس حشمت طبرزدي
http://sostabarzadi.wordpress.com/
لوگوهای آزادی برای مهندس حشمت طبرزدی
http://sos-tabarzadi.110mb.com

Posted by: کمپین آزادی برای مهندس حمشت طبرزدی at December 4, 2007 1:25 AM

منم مخلصيم اخوي از اخرين گالري نقاشي چه خبر

Posted by: saeid at November 2, 2007 11:23 AM

مي دونم سرت شلوغه.مي دونم نمايشگات همين روزاست و .... اما يه شعر گذاشتم تو وبلاگم مياي بخوني؟

Posted by: amir at October 29, 2007 10:03 PM

قدرت و مهرباني را در دريا جستجو کن . امواج دريا خروشانند ولي سخت نيستند .
به آرامي فرو مي ريزند و نابود مي کنند . رازي در آب نهفته است . آب حيات و مرگ را يکجا دارد . زندگي من مانند درياست . دريايي پر تلاتم و آرام . مرا دايم به اين طرف انطرف مي کوبد و چه آرام مي کوبد. خسته ام ، خسته ام از دريا اما او را دوست دارم . با او و بي او نمي توانم . غرقم ،‌غرقم در عشق ، در دل دريا و راهيم نيست . دريا براي من

Posted by: سعيد at October 14, 2007 1:41 PM

دوست داشتم نمیدونم چرا به نظرم خیلی پخته می اد..

Posted by: امیر at October 8, 2007 12:05 AM

او
بنام حق
شب تاريك و گردابي چنين هائل
كجاست قائق ! كجاست قائق

Posted by: علامه at October 6, 2007 1:32 PM

زیبا بود حقیقتا...

Posted by: مریم at October 1, 2007 9:51 AM
Post a comment









Remember personal info?