با موهایی به بوی خزر
بر تهی آینه
تا انکار پوست
کناره ی کدام کرانه قایق توست
وقتی که تجربه های کبود تکرار
از ما قد کشیدند
رد عریانی دریا را آب شدیم
از سمت بی صدا
بر خالی شن.