June 3, 2007

تقلا

بوی دریا چسبیده بود به تنم

کنار نفس های تو .

روی آب های جهان              طرحی که تعبیر تو  بود                   شکل من

یکدفعه شبیه می شویم .

تنها

Posted by kianoush at June 3, 2007 2:34 PM
Comments

سلام.خوبم كه نوشتي اينجا يه شعر.ساختار جمله رو داشتي همينطوري اومد منم بش دست نزدم.اومدم بگم هستم.

Posted by: Amir at June 26, 2007 11:32 PM

-خوشحالم به خاطر نوشته های جدیدت ...

منم دلم می خواد توی این پست خیس بشم ...

Posted by: آذرنوش at June 25, 2007 1:31 PM

عشقبازي را تحمل بايد اي دل پاي دار.گرملالي بود بود و گر خطايي رفت رفت.عيب حافظ گو مكن واعظ كه رفت از خانقاه.پاي آزادي چه بندي گر به جايي رفت رفت.

Posted by: azarbaad at June 14, 2007 11:10 AM

دريا مرا به ياد شمال دل مي اندازد

انگيزه هاي هوس انگيز و سبز

دريا مرا بياد حس خوش و خنک آزادگي و شکوه مي اندازد

هوس بال گستردن در پهنه زندگي

هوس اوج گرفتن با آزادگي

هوس فرو رفتن و غوطه خوردن

دريا را دوست دارم چرا که رها ست

آزاد مي غرد و مريزد

آزاد آزاد

و هميشه شاداب
به من سر بزن
http://mantoogh.blogfa.com/

Posted by: سعيد at June 9, 2007 9:16 AM

هميشه هر كلمه تو من و ساعتها مشغول ميكنه. واسه همينه كه سالي يكبار مينويسي؟

Posted by: parnian at June 7, 2007 4:37 PM

زيبا

Posted by: sarab at June 5, 2007 2:17 PM

قلمت را دوست دارم...

دلت بهاري

Posted by: بهار هاشمي at June 5, 2007 1:32 PM
Post a comment









Remember personal info?