به تاخیر تنم نشسته امدر پلک توکه راه می افتمتکه تکه در تالارهای بی طاقت با بوی خاک در موهایم و کودکی که در من مرده است.
از خواب پایین می آيم
لحن بی حوصله ی لغت در دهان مرد تکرارمیشود