از ارتفاع برهنه
در انزوای پوست
زخم هایم در آیینه رخنه می کنند
به وقت همیشه و هیچ
شکاف دیوار یا سمت تو ...
تن های عاصی با نفس های مدام همخواب می شوند تا شکلی از نیمه که سیگار به سیگار به استخوان می رسد و شکلی از دود...
روی صدای کلاغ
خیال سوخته منم
در رفتار دودهای تار
با بوی بستری از تو
شبیه تکه های تنم_ سکوت.
از فاصله در سقوطم
وقتی تمام فاصله از من اغاز می شود
و خوابم به سمت دریاست
با بوی عود
دستی آوار می شود