October 29, 2003

صفر

و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست
که همچنان که تو را می بوسند
در ذهن خود طناب دار ترا می بافند
فروغ فرخزاد


و این جا شکل همیشه متروک نفس
در برهنگی وقت های موقت
نیمی از من معنای دیگری می گیرد
کنار صدای رنگ پریده ی اعداد
و تو ...



بوی مطلق پوست در تابوت .

Posted by Kianusch at 3:09 PM | Comments (8)

October 26, 2003

خواب دیده ام

هزار عمر در خیابان مرده و بعد ...


صدای تو در انتهای دست هایم .

Posted by Kianusch at 7:12 PM | Comments (5)

October 5, 2003

عبور

به رسم نفس هام خلاف تقدیر می روی حول من و رگ های بی تاب

و شتابی شبیه هوای آغوشهای پریشانی.

Posted by Kianusch at 2:04 PM | Comments (13)