سالهاست که دغدغه ی اصليم رنگ است وخراش . از کلمه فاصله گرفته ام و برایم رفتاری از سوء تفاهم را تداعی می کند. شبيه همين سکوت که سالهاست مرا پس زده و فکر می کنم برای من که هميشه حرف های فروخورده شکلی از عطش می گيرد کلام مصادف می شود با رقيق شدن چيزی در تنم و باز هم فرو رفتن
از جنس گفتگو.
هنوز اول ترديد است
و اين مثل همیشه چيزی از خودش را بر من حمل می کند
برايم صبر کن