February 12, 2004

دچار رفتار

از ارتفاع برهنه
در انزوای پوست
زخم هایم در آیینه رخنه می کنند
به وقت همیشه و هیچ


شکاف دیوار یا سمت تو ...
تن های عاصی با نفس های مدام همخواب می شوند تا شکلی از نیمه که سیگار به سیگار به استخوان می رسد و شکلی از دود...

روی صدای کلاغ
خیال سوخته منم
در رفتار دودهای تار
با بوی بستری از تو
شبیه تکه های تنم_ سکوت.

Posted by Kianusch at February 12, 2004 12:43 PM
Comments

هنوز هيچ ؟! چرا ؟ دلتنگ نوشته هايت مانده ام !

Posted by: Parnian at October 30, 2004 12:13 PM

سلام. تعداد کسانی که فکر می کنند بسیار کم است و آنها قصد مغشوش کردن جهان را ندارند.

Posted by: ترانه جوانبخت at October 25, 2004 10:59 PM

سر به داران را سردار مي كنم در حسين منصور حلاج. مرا پيوند كن. پيوستي كه گسسته است. اما گسستني نباشد.

Posted by: hojat bodaghi at September 29, 2004 08:55 AM

سلام كيانوش عزيز
زيبا مي نويسيد
آهنگي كه روي صفحه گذاشتيد هم زيباست . چطور ميتونم اونو دانلود كنم
اگه راهنمايي بفرماييد ممنون ميشم
ژيروز باشيد

Posted by: شاداب at September 27, 2004 07:03 PM

سلام / شعر جديدی از مهرداد فلاح در ادب فرمت / بروزيم و منتظر /

Posted by: adabformat at August 28, 2004 08:23 PM

شبیه تکه های فریاد چه خوب که نیستی.

Posted by: باران at August 27, 2004 08:26 AM

اعترافات رئیس جمهور آمریکا ، پیرامون جنایات جنگی تروآ و افشای راز قتل بانو کاساندرا / نمایشنامه ای از فرید قدمی در ادب فرمت / بروزیم و منتظر /

Posted by: adabformat at August 25, 2004 01:06 PM

زيبا وكامل بود . واقعا شما زني به طعم خاك هستيد؟

Posted by: bita at August 15, 2004 04:58 PM

خواستم بدين وسيله تهديد کنم که اگر هر چه زودتر اقدام به نوشتن در اين وب‌لاگ نشود، اين جانب و عيال مربوطه با اولاد صغار می‌رويم حضرت عبدالعظيم بست می‌نشينيم و گردن‌مان را به ضريح فولاد زنجير می‌نماييم؛ عموی خودمان را هم البته می‌بريم. حالا اگر اين کار را هم نکرديم (توي پراگ عبدالعظيم از کجا گير بياوريم؟) هر روز در همين نظرخانه، اين قدر نظر می‌نويسيم و گذر می‌کنيم و لابه می‌نماييم که دل سنگ براي‌مان قطره قطره آب شود. از ما گفتن بود! (آن‌هم چه قدر).

Posted by: مسيحا at July 23, 2004 07:32 AM

و بوته هاي خار در ملاقات ما ميميرند/ زيباست زني به طعم خاك زيباست

Posted by: فرزانه مرادي at July 15, 2004 07:01 PM

سلام ..... من هم شصت و سومي هستم !!! موفق باشي ...

Posted by: hossein at July 14, 2004 09:33 AM

نيستيد؟

Posted by: MOHSEN at July 12, 2004 04:37 PM

از همه چيز بيزارم..... و از اين كلاغ ها.....

Posted by: elham at July 11, 2004 07:26 PM

سلام،من آدرس میلتون رو ندارم.یک میل بزنی آدرس محل جشن رو میفرستم!هاله ،قربانت،سلام برسون

Posted by: Haleh at July 6, 2004 09:58 PM

مهربانانم !
لينک کنیند. سلا م دادن که اجازه نمی خود. در این عزیز نیمه اصلامی جمله زیبای بکار می گیرند ^ ببخشید ! می توانم مستراح تو قرض کنم %^
البته خواهش می کنم. فراموش نکنید موقع رفتن با خودتان نبرید.

با وکالت و اختیار کامل کیانوش / گوتنبرگ همیشه لاهیجی
با من نیم چاکر تماس 0704605395 ویا در اداره 031/137375

Posted by: Hassan.Kianoush at June 20, 2004 05:33 PM

اگر قصد داری ديگر ننويسی بگو که ما هم ديگر ننويسيم. اين را به آن رفيقت هم بگو لطفاً

Posted by: مسيحا at June 18, 2004 04:46 PM

نيستي نيستي نيستي و مصرانه مدام سر مي زنم!

Posted by: Toranj at June 17, 2004 01:34 PM

سلام...هم اسم وبت با حاله هم قلمت...شاد باشي

Posted by: mahtab at June 10, 2004 09:40 AM

سلام آ قای کیانوش! بسیار زیبا بود .به خاطر خلق این اثر باید تبریک گفت.از آشنایی با شما خوشحال ام.

Posted by: اکرم روحی at June 7, 2004 04:53 PM

...

Posted by: لاله at June 5, 2004 09:44 AM

كيانوش جانم، بلاخره وبلاگ كارگاه كوچك ما هم به راه افتاد. تونستي سر بزن و روي شعر بچه ها بنويس. www.medadsiyah83.persianblog.com

Posted by: granaz moussavi at May 29, 2004 03:05 AM

کجايي کياني؟ خوب و خوشي؟
ارادت ما را به عمو و مامان و پدرشان هم ابلاغ کن لطفا.

Posted by: ماهمنير at May 25, 2004 04:10 AM

چه شعر تنهايي........................ بي تا

Posted by: bita at May 21, 2004 06:13 PM

كيانوش خانم اينجا آدم دلش مي كيره از بس كه نيستي. دلم خيلي برات تنگ شده. طرح روي جلد عالي بود. مثل شهر هات پر از حس بود.

Posted by: فرین at May 18, 2004 07:58 PM

عجب عکس هايی بود، داغ دوباره ديدنش همچنان به دل مانده؛
به شما حق ميدم، که گرفتاريد، آخه با اون همه چمدون!.
در سياق شما هم که پست و پست خانه، تعطيل است، اصلأ چه معنی دارد.

Posted by: پيام at May 18, 2004 11:50 AM

سلام كيانوش عزيزم. دارد كم كم يك عمر مي شود.

Posted by: lolita at May 14, 2004 10:43 PM

SHERE BESIAR ZIBAYEE BUD AZ TANANIDAN...BAADAA

Posted by: mehdi tav at May 2, 2004 09:36 AM

سلام دوست خوب من شما را تا امشب نمي شناختم . چقدر اشكم راحت جاري شد . لطف كن وعكسهاي مرا ببين و نظرت را برايم بگذار .با اسم كيانوش اگر اشتباه نكنم.
اگر هم دوست داشتي برايم ميلي بزن تا كمي با هم بيشتر آشنا شويم. آيا تهران هستي؟ من در شاهرود زندگي ميكنم اما هر چند وقتي يكبار ميروم تهران خوشحال خواهم شد شما را ملاقات كنم. با تشكر فراوان. مهرنگار

Posted by: مهرنگار at April 29, 2004 09:25 PM

آن هنگام كه لب هاي تو پيكر سكوت را بر جسمم مي شكستند بايد مي دانستم...بايد...بايد مي دانستم كه روزي در به در به دنبال تكه هاي سكوت خواهم گشت...

Posted by: کودک 18 ساله at April 27, 2004 01:34 PM

اصلا معلوم است كجايي ؟

Posted by: mahin at April 25, 2004 11:26 PM

دل تنگ مي شوم ، مي آيم و تازه نيستي

Posted by: Toranj at April 19, 2004 10:51 AM

سلام و عرض مهر و محبت . منتظر شما هستم . شاد و آزاد باشید .

Posted by: مسعود at April 19, 2004 01:08 AM

كيانوش عزيز، لحظه هايي شاد پيش رويت باد.

Posted by: سلطان بانو at April 18, 2004 11:26 AM

سلام ......

Posted by: payeaz at April 11, 2004 07:00 AM

سلام من نمازي ام پزشك همكار و دوست دكتر سجاديه... ياذتان آمد؟ الان در ايران فلسفه درس مي دهم . من هم وب مي نويسم
jarass.persianblog.com
زان جهنم كه فراقش به دلم مي ريزد
آتش از هر طرفي شعله كشان دارم من

كفر مي گويم و آبي ست بر اين آتش دل
به جهنم كه جهنم پس از اين دارم من
دكتر امير حسين سجاديه

Posted by: hamid at April 6, 2004 05:18 PM

سلام من نمازي ام پزشك همكار و دوست دكتر سجاديه... ياذتان آمد؟ الان در ايران فلسفه درس مي دهم . من هم وب مي نويسم
jarass.persianblog.com
زان جهنم كه فراقش به دلم مي ريزد
آتش از هر طرفي شعله كشان دارم من

كفر مي گويم و آبي ست بر اين آتش دل
به جهنم كه جهنم پس از اين دارم من
دكتر امير حسين سجاديه

Posted by: hamid at April 6, 2004 05:18 PM

حالا من اينجا هستم، در اتاق تو. دارم نقاشی هات را می بينم.

Posted by: عباس معروفی at March 30, 2004 01:24 PM

سلام عزيزم، عيدت مبارک. هفته ی آينده در شهری نزديک شهر تو در اتريش رمان سال بلوا رو می خونم. شهر تو رو هم خواهم ديد، و شايد تو و جمشيد مهربانم رو؟

Posted by: عباس معروفی at March 23, 2004 07:09 PM

كيانوش عزيزم به همين زودي دلم براتون تنگ شده. سال نو مبارك. سالي پر از شادي و سلامتي داشته باشي.

Posted by: فرین at March 20, 2004 09:33 PM

سال نو مبارك. سال نو سالي باشد پر از مهر و شادي براي تا ته سر كشيدن زندگي. سلام.

Posted by: كيوان at March 20, 2004 08:29 AM

موفق باشی. به من هم سر بزن. در ضمن عید ت مبا ر ک.

Posted by: masoomeh at March 17, 2004 05:04 PM

بد نبود ..

Posted by: iman at March 17, 2004 11:10 AM

با احساس كه بنويسي كمتر از اين نميشه.قبول نداري.بهم سر بزني خوشحالم كردي.

Posted by: azadeh at March 15, 2004 09:57 PM

به ياد نگارنده عشق در دلها
سلام ! آرامش عجيبي اينجا حكم فرماست جوري كه حسشو به همه منتقل مي كنه ... آهنگش هم فوق العادست موفق باشيد

Posted by: golroo at March 11, 2004 07:50 PM

سر زدي چيزي ننوشتي يا سر نزدي چيزي ننوشتي. اگه حال نكردي بنويس. من واسه ديگرون مي‏نويسم وگرنه لخت جلو آينه نشستن كه لطفي نداره (داره؟ جون من؟)
منتظرتم. دير نكني.

Posted by: girdegard at March 11, 2004 06:22 AM

دلم چه بسيار برات تنگ است عزيز دل من .

Posted by: mahin at March 10, 2004 09:38 PM

چقدر شماها سنگ‌دل‌ايد! تا به حال در زندگی‌تان دل‌تنگ کسی شده‌ايد؟

Posted by: مسيحا at March 8, 2004 01:28 AM

من هميشه به اينجا سر مي‏زنم حالا شما هم يك سري بزنيد.

Posted by: girdegard at March 7, 2004 12:41 PM

فوق العاده زيبا مي نويسيد.

Posted by: neda at March 6, 2004 12:33 AM

اینجا کجاست خواهر ؟ عجب کنج ملس و مستی ... نوش ما .

Posted by: کیوان at March 5, 2004 08:15 PM

درخت را نماز بردم!

آب را وُ پرنده را،

نسيمُ ناله‌ي ني را نماز بردم!

انسان را نيز…

از آن پيشتر كه زانوانش

به خاكساري آسمان،

بوسه بر زمين زنند!

يغما گلرويي


چه شعر زيبايي نوشتي كيانوش عزيز باز هم مثل هميشه

Posted by: hora at March 4, 2004 11:49 AM

درخت را نماز بردم!

آب را وُ پرنده را،

نسيمُ ناله‌ي ني را نماز بردم!

انسان را نيز…

از آن پيشتر كه زانوانش

به خاكساري آسمان،

بوسه بر زمين زنند!

يغما گلرويي


چه شعر زيبايي نوشتي كيانوش عزيز باز هم مثل هميشه

Posted by: hora at March 4, 2004 11:49 AM

گامي است پيش از گام ديگر
كه جاده را بيدار مي كند
تداومي است كه زمان مرا مي سازد
لحظه اي است كه عمر مرا سرشار مي كند.

Posted by: ra at March 3, 2004 07:13 AM

کيانوش عزيز لطفا فراخوان من و مانا آقايی را در اين صفحه حتما بخوانيد
ممنونم ليلا

http://www.iranian.com/Shorts/2004/February/Images/adab.jpg

Posted by: Leila Farjami at March 1, 2004 02:27 PM

كيانوش عزيز خواندم و لذت بردم ..

Posted by: زهرا at March 1, 2004 01:03 PM

از ساختار گریزی حاکم بر کارهات خوشم میاد...روزبه

Posted by: rouzbeh at February 26, 2004 01:01 PM

سلام
چه بگویم سخنی نیست

Posted by: mostafa at February 26, 2004 08:38 AM

چه شعرهاي قشنگي اينجا خوندم:)

Posted by: z8un at February 22, 2004 10:53 PM

سلام اي زن
از جنس خاكي ..اما نه دنياي خاكي ...
با خواندن شعرهايت ..فقط به يك سوال رسيدم و يك جواب كه در سوالم نهفته بود. ...ايا هنوز شعر هست..باورم شد...

Posted by: ستاره at February 22, 2004 04:51 PM

يه جاهاييش به نظرم خوب بود..مثلا اخرش ..و اون انزواي پوست ..

Posted by: MOHSEN at February 22, 2004 08:51 AM

مثل هميشه در شگفت خواندنت ميما نم.

Posted by: Toranj at February 21, 2004 12:50 PM

sabke sibayi darid".fasle "o" sokut " chete hamanend dar in sheher.

Posted by: akram mohammadi at February 21, 2004 10:55 AM

شب های تار نم نم باران _که نیست کار _
اکنون کدام یک ز شما
بیدار می مانید
در بستر خشونت نومیدی
در بستر فشرده ی دل تنگی
در بستر تفکر پر درد رازتان
تا یاد آن _که خشم و جسارت بود _
بدرخشاند
تا دیر گاه، شعله ی آتش را
در چشم بازتان؟

هميشه بلاگت لذت بخشه
به منم سر بزن

Posted by: هزار حرف نگفته at February 18, 2004 03:35 PM

درود بر تو
عاليست ولي كاش بهتر ميشناختمت

Posted by: sheidaraha at February 17, 2004 11:24 AM

براي اولين بار خوندمت.
عالي بود خيلي

Posted by: she at February 16, 2004 09:09 PM

زيبا

Posted by: دريارونده at February 16, 2004 07:56 PM

کیانوش عزیزم..خواندم و لذت بردم. لذت نه...دچار شدم.

Posted by: لولیتا at February 14, 2004 10:47 PM

دختر ! مستم مي كني .

Posted by: mahin at February 14, 2004 09:48 PM

چقدر من بوي تربت رو دوست دارم اين جا يكي از معدود جاهاييكه من ديدم ارزش خاك رو شناختن ... موفق باشي

Posted by: خاک من at February 14, 2004 08:15 PM

درود بر تو و خيال و سودايي که در سر داري .براي نزديکي به شعر ، بايد از خود دور شد و براي نزديک شدن به خود بايد از شعر گذشت .اميدوارم که بيشتر ار هم بشنويم و ببينيم . پاک و تندرست باشي .

Posted by: مسعود at February 13, 2004 03:39 AM

كيانوش عاليه.چند شب پيش يه چيزي نوشتم.2روز بعد كه دوباره خوندمش ياد تو افتادم:زاغ فراموش/قطعه قطعه با ماه/خواب/دانا-محتضر مفرد....../نمي تونستم تو وبلاگم بزارمش باشه اينجا پيش تو.اميدوارم گالريت موفق بوده باشه.

Posted by: amir at February 12, 2004 07:43 PM

مدت ها بود شعر زيبا نخوانده بودم. مثل بقيه كارهايتان زيبا بود. اگر اجازه داشته باشم مي‌خواهم به شما لينك بدهم.

Posted by: كيوان at February 12, 2004 06:41 PM

عالی. دنبال فرصتی هستم درباره شعرهات مفصل بنويسم؛ اما چه چاره با بخت گمراه.

Posted by: مسيحا at February 12, 2004 01:03 PM