August 07, 2003

خصيصه

چهره اش انتزاعی بود، تکه تکه در اضلاع باد. جز نگاهش که بلاتکليفی من بود.
و ريتم رابطه که بی سابقه از سمت سکوت بالا می رفت و عصیانی از اين همه زیر پوستم در خاطره ی او.


زنی بی قاب روی ديوار اتاق نگاهم می کند

Posted by Kianusch at August 7, 2003 04:10 PM
Comments

خيلي قشنگ بود... خيلي

Posted by: زهرا at August 11, 2003 01:34 PM

چقدر اين ت..ک..ه...ها را دوست دارم که حتا باد را تکه تکه می‌خوانند.

Posted by: کاتب کتابچه at August 8, 2003 08:19 AM


" چرا فريفته آن ستاره هستي تو

كه از فراز به اعماق خويش ميتابد؟"

Posted by: ادريس يحيي at August 7, 2003 11:22 PM

تصويری بدون قاب يا قابی بدون تصوير .
کدام را ترجيح می دهی؟

Posted by: وحيد at August 7, 2003 09:53 PM